پژوهشكده تحقيقات اسلامى

42

سرداران صدر اسلام (فارسى)

بازگردد . بعد از آنكه عبدالله اصرار فراوان كرد ، امام فرمود : « پيامبر ( ص ) را در خواب ديدم كه به من فرمود : به‌راهم ادامه دهم و بروم و من تصميم به رفتن دارم و مأموريتم راانجام خواهم داد چه به نفع من باشد چه به ضررم . » پرسيدند آن خواب چيست ؟ امام فرمود : « من تاكنون سخنى از آن رؤيا به كسى نگفته ام و به شما نيز نخواهم گفت تا آنكه پروردگارم را ملاقات كنم . » « 1 » عبدالله هنگامى كه ديد امام براى سفر مرگ آماده است ، دوپسرش را با امام روانه كرد ، در صورتى كه مى دانست در اين سفر همگى كشته خواهند شد امّا دل عبدالله در همه حال با حسين ( ع ) بود و مى بينيم پس از شهادت امام ، به سوگوارى مى نشيند و بهترين تسليت براى او اين بوده است كه دو فرزندش محمّد و عون در ركاب سيد الشُّهداء شهيد شده‌اند . علماى شيعه عليهم رضوان الله كسانى همچون محمّد بن حنفيّه و عبدالله‌بن جعفر را در مورد عدم شركت در صحنه كربلا معذور داشته اند . علّامه حلّى در جواب سيد مهنّا كه از او راجع به عدم شركت اين دو بزرگوار در كربلا سؤال كرده مى فرمايد : امّا محمّد بن حنفيّه ، گفته اند كه مريض بوده و نمى توانسته همراه امام باشد و در مورد غير او ( عبدالله بن جعفر ) ممكن است عدم علم به اتفّاقى كه خواهد افتاد اورا از همراهى بازداشته است . « 2 » ( فكر كرده امام به كوفه مى رود و با يارى كوفيان حكومت را قبضه مىكند و به ذهنش خطور نمىكرده كه امام به كربلا مى رود و در آنجا آن اتّفاقات مى افتد ) .

--> ( 1 ) . عوالم ، شيخ عبدالله بحرانى ، ج 17 ، ص 216 . ( 2 ) . شرح حال زينب كبرى ، فيض الاسلام ، ص 51 .